باران ...

درود و سلام
باران ...
من غم انگیز ترین غصه ی شهرم هستم
زیر باران هستم
کنج دیوار درون کوچه
خیس و تنها و کمی یخ زده ام
و بخار نفسم دستم را
اندکی گرم نگه می دارد
من همیشه اینجا زیر باران هستم راستی همسایه
پشت آن پنجره گرم در این تنهایی
چه کسی گفت که باران زیباست ؟
+ نوشته شده در
سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 22:16 توسط حسین
|
