قدم های بی صدا بسته شد ...
درود و سلام
دوباره شروع کردم به وبلاگ نویسی اما در پرچین
+ نوشته شده در سه شنبه 29 بهمن1387ساعت 13:25  توسط حسین
|
قدم های بی صدا
دوباره شروع کردم به وبلاگ نویسی اما در پرچین
حیف
حیف نمیشه بمونی کنارم
من که جز تو کسی رو ندارم
کاش که پیشم بمونی یه لحظه
این یه لحظه به یک عمر میارزه
توی چشمام نگاه کن یه رود
این چشا بی تو عاشق نبوده
من نمیخوام که با غم بسازم
من نمیخوام به اشکام بنازم
آی که تو از نگاه من بریدی
با چنگ و دندون به هوا پریدی
خواستم با اشکام راهتو ببندم
حیف که چشاتو بستی و ندیدی